الفيض الكاشاني

295

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

فرزند آدم آن را در دل مىگيرد و اجل پيش از آرزو او را مىربايد « 1 » . » و نيز فرموده است : « آيا همهء شما دوست داريد وارد بهشت شويد ؟ عرض كردند : آرى اى پيامبر خدا ، فرمود : آرزوها را كوتاه كنيد و اجل خود را در برابر چشمانتان قرار دهيد و از خداوند چنان كه سزاوار است شرم كنيد « 2 » . » آن حضرت در دعاى خود مىگفت : « بار خدايا ! من به تو پناه مىبرم از دنيايى كه مانع خير آخرت شود و پناه مىبرم به تو از زندگى كه مانع خير مردن گردد ، و پناه مىبرم به تو از آرزويى كه مانع خير عمل باشد « 3 » . » سلمان فارسى گفته است : سه چيز است كه مرا به تعجب درآورده بلكه به خنده واداشته است : آرزومند دنيا در حالى كه مرگ در طلب اوست ، غافلى كه از او غافل نيستند و خندانى كه نمىداند پروردگارش بر او خشمگين يا از او راضى است ، و سه چيز است كه مرا اندوهگين ساخته تا آنجا كه به گريه درآورده است : فراق دوستان ، يعنى پيامبر و ياران او ، و هول قيامت ، و وقوف در پيشگاه پروردگارم كه نمىدانم مرا به بهشت روانه خواهد كرد يا به دوزخ . يكى از بزرگان گفته است : زرارة بن ابى اوفى را پس از مردنش در خواب ديدم ؛ به او گفتم : در نزد شما كدام عمل مؤثرتر است ؟ گفت : توكل و كوتاهى آرزو . سبب درازى آرزو و درمان آن ( 1 ) بدان درازى آرزو دو سبب دارد : يكى دوستى دنيا و ديگرى نادانى . اما دوستى دنيا سبب مىشود كه هرگاه انسان به شهوتها و لذتها و علايق دنيا انس گيرد جدايى از آنها بر او دشوار گردد و دلش از ياد مرگ كه موجب جدايى از آنهاست سرباز زند ، چه كسى كه چيزى را خوش ندارد آن را از خود دور مىسازد . انسان شيفتهء آرزوهاى درونى خويش است و پيوسته خود را به آنچه موافق مراد اوست دلبسته و آرزومند مىكند ، و آنچه مراد اوست باقى ماندن در دنياست ؛ از اين رو همواره آن را در ذهن خود مىپروراند و در

--> ( 1 ) عراقى گفته است : مسند احمد ، قصر الامل ابن ابى الدنيا و الفاظ از اوست ، الامثال را مهرفرى از روايت ابى المتوكل ناجى از ابى سعيد خدرى و اسناد او حسن است ، الزهد ابن مبارك ، ابن ابى الّدنيا نيز از روايت ابى المتوكل به طور مرسل . ( 2 ) قصر الامل ابن ابى الّدنيا از حديث حسن به طور مرسل ( المغنى ) . ( 3 ) قصر الامل ابن ابى الدنيا از روايت حوشب .